زیتون - شمال ایران

زیتون - شمال ایران - بازار نوشهر
 

 

 

 

 

Links

مکانی برای آشنایی با ابزار های جدید تکنولوژی - نارنجی

Kermanshop

Govashir

Kerman Weblogs

پنجشنبه، 31 شهریورماه 1384
هدف متحرک

فرض کنید که در حال دویدن هستید و نقش یک هدف متحرک رو بازی می کنید به این شکل که فردی با یک تفنگ دوربین دار به طرف شما نشانه رفته و قصد دارد تا سه گلوله به شما شلیک کند. شما هم باید سعی کنید که جانتان را نجات بدهید. تیر انداز پای شما رو نشونه میگیره و شلیک می کنه . تیر به شما اصابت میکنه و زخمی می شوید. دیگر قدرت دویدن ندارید ! تیر انداز تقنگش رو مسلح می کنه و این بار مغز شما رو هدف میگیره و شلیک می کنه . ولی شما با یک حرکت سریع باعث می شوید که تیر به شما اصابت نکنه و از چند میلیمتری سر شما رد میشه . طوری که ویز ویز تیر رو با تمام وجودتون توی گوشتون حس میکنید. تیر انداز اخرین تیر رو توی تفنگ میزاره و دوباره مغز شما رو هدف میگیره ......

چه احساسی دارید ؟

شما رو نمیدونم ولی کاملا احساس این فرد رو درک میکنم ، منتظرم تا اخرین تیر شلیک بشه. نمی دونم چه اتفاقی برام میفته. زخمی می شوم ؟ شاید هم کشته بشوم . شاید هم ایندفعه هم بتونم جا خالی بدهم و از دست گلوله فرار کنم . همه چیز به سرعت عمل من و تیر انداز بستگی داره .همه چیز به اتفاقاتی که برای گلوله در طول مسبری که تا مغز من طی میکنه میفته بستگی داره . همه چیز به تمرکز من بستگی داره. همه چیز به خدا بستگی داره. شاید بشه این بار هم فرار کرد. منتظرم که شلیک کنه ، اون هم منتظره تا خسته بشم. همه چیز به صبر بستگی داره. همه چیز به همه چیز بستگی داره. تیر انداز می دونه که اگه تیر سوم رو از دست بده. اونوقت نوبت منه که شلیک کنم. چه لذتی! باید یاد گرفت که ترس لذت برد. باید از هیجان استقبال کرد. من تیرانداز خوبی هستم......

| Ali Asghar | 02:25 PM |